الشيخ عباس القمي

258

وقايع الأيام ( فيض العلام في عمل الشهور ووقايع الأيام ) ( فارسى )

بر شبانه روز ، مىفهميد دخول اوقات نماز را . وقتى عمويش عبدالله از ضجرت حبس و ثقالت قيد و بند ، على را گفت كه مىبينى ابتلا و گرفتارى ما را ، از خدا نمىخواهى كه ما را از اين زندان و بلا نجات دهد ؟ على زمانِ طويلى پاسخ نداد ، آنگاه گفت : اى عم ! همانا از براى ما در بهشت درجه‌اى است كه نمىرسيم به آن درجه مگر به اين بليه يا به چيزى كه اعظم از اين باشد . و هم از براى منصور دركه‌اى است در جهنم كه نمىرسد به آن مگر آنكه به جا آورد به ما آنچه را كه مىبينى از بلايا . پس اگر مىخواهى ، صبر مىكنيم بر اين بلايا و شدائد و به زودى راحت مىشويم ، چه آنكه مرگ ما نزديك شده است و اگر مىخواهى دعا مىكنيم به جهت خلاصى ، ليكن منصور به آن دركه ، كه در جهنم دارد نخواهد رسيد . گفتند : صبر مىكنيم . پس سه روز بيشتر نگذشت كه در زندان جان دادند « 1 » و راحت شدند و على بن الحسن به حالت سجده از دنيا رخت كشيد . عبدالله به گمانِ آنكه او را خواب ربوده ، گفت : فرزند برادرم را بيدار كنيد ، چون او را حركت دادند ، ديدند بيدار نمىشود . دانستند كه وفات كرده « 2 » و سنين عمرش در آن وقت به چهل و پنج رسيده بود . در اين روز ، سنهء 1021 ، وفات يافت در اصفهان ، عالم زاهد كامل ملا عبدالله بن حسين تسترى ساكن در اصفهان و صاحب مدرسهء كبيره خود در جنب مسجد نقش جهان . « 3 » گويند : قريب صد هزار نفر در تشييع جنازهء او جمع شده بودند و مثل روز عاشورا مردم نوحه و گريه مىكردند و در جوار اسماعيل بن زيد بن الحسن عليه السلام او را به خاك سپردند و بعد از يك سال او را به كربلا حمل كردند . « 4 »

--> ( 1 ) . مقاتل الطالبيين ، ص 132 . ( 2 ) . مقاتل الطالبيين ، ص 129 . ( 3 ) . روضات الجنات ، ج 4 ، ص 242 ، ش 388 . ( 4 ) . رك : روضات الجنات ، ج 4 ، ص 243 ، ش 388 .